|
توسل
در کتابهاي وهابيها ، به پيروي از بنيانگذار اين مکتب ، از دو نوع توحيد نام برده شده است : « توحيد ربوبي » و « توحيد الوهي » . توحيد نخست را به « توحيد در خالقيّت » و توحيد دوم را به « توحيد در عبادت و پرستش » تفسير ميکنند ، و يادآور ميشوند که : همة فرقههاي اسلامي ، توحيد در خالقـيّت را پذيرفته و به خالقي جز خدا قائل نيستند ، ولي در الوهـيّت ، گرفتار شرک شدهاند ؛ زيرا کارهاي آنان ، مانند توسل به پيامبران و صالحان و يا استغاثه و استمداد از آنان و يا طلب شفاعت از پيامبران ، پرستش پيامبران است و از اين جهت ، با مشرکان عصر رسالت يکسان و همگام هستند و اگر توحيد در ربوبيت براي نجات از عذاب کافي بود ، همة مشرکان عصر رسالت اهل نجات بودند ؛ 1 زيرا آنها ، همة مراتب توحيد ذاتي و صفاتي چون توحيد در خالقيت ، ربوبيت و . . . را قبول ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 . فتح المجيد ، ص12 و 20 داشتند و آنچه پيامبر اسلام از آنها ميخواست ، توحيد در عبادت بود . ( 1 ) نقد : در ردّ اين ديدگاه ، ابتدا به طور اجمال بايد گفت : اوّلاً : هيچ دليلي وجود ندارد که واسطه قرار دادن انبيا و اولياي الهي عبادت باشد ؛ زيرا عبادت در لغت ، به معناي نهايت خضوع و تذلّل است2 و در اصطلاح شرع و متشرّعه ، به معناي پرستش موجودي است که به عنوان خالق يا مدبّر جهان و مؤثّر در سرنوشت انسان ، شناخته ميشود . ( 3 ) ثانياً : اگر توسل به انبيا و اوليا عبادت باشد ، نبايد بين حيات و مرگ آنان تفاوت و فرقي وجود ميداشت و بايد در هر دو صورت ، عبادت محسوب ميگرديد ، در حالي که بزرگان اهلسنّت ، توسل در حال حيات را قبول دارند و آن را مشروع و مخالف با توحيد نميدانند . ( به زودي به مواردي از آنها اشاره خواهد شد . ) تمام سخن وهابيّت اين است که مسلمانان نبايد مظاهر و نشانههايي که حکايت از توجه ، احترام ، تعظيم و غير آن دارد را براي غير خدا انجام دهند ، همچون ساخت بارگاه براي قبور ، روشنکردن چراغ در آنجا و ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 . کشف الشبهات ، ص 2 2 . مجمع البحرين ، ج3 ، ص92 3 . کلام تطبيقي ، ص102 خواندن نماز و تبرّک جستن نزد قبور ؛ زيرا به اعتقاد آنان اين موارد يا شرک يا منتهي به شرک و يا بدعت است . اساس حرف آنان همين نکته است که ميگويند : مردگان ، حتي پيامبر اسلام (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) پس از مرگ ، هيچگونه تأثير ، سود و زياني ندارند ، بدين حهت نبايد از آنان چيزي درخواست نمود و طلب شفاعت کرد . بر اين اساس ، اصول و پاية افکار وهابيّت عبارت است از : 1- توسل به اولياي الهي شرک است ؛ 2 - تبرّک به آثار اولياي الهي شرک است ؛ 4 - عجز و قدرت ، مرز توحيد و شرک است ؛ 5 - اعتقاد به سلطة غيبي براي غير خدا شرک است ؛ 6- درخواست کارهاي خارقالعاده ، موجب شرک است ؛ 7 ـ درخواست شفاعت از غير خدا شرک است ؛ 8- دعوت و نداي انسانهاي صالح ، پرستش آنها است . توسل به اوليا يکي از مسائلي که وهابيّت آن را در تضادّ با توحيد در عبادت و شرک ميدانند ، توسل به اوليا و انبيا است . يعني اگر کسي براي درخواست حاجت از خداوند ، آنان را واسطه قرار دهد ، از ديدگاه وهابيها مشرک است . آنان ، حتي هر نوع حرکت و سکون اهلتوحيد را ـکه به منظور احترام به انبيا و اوليا انجام ميگيرد ـ شرک ميخوانند . بارزترين شاهد بر اين مدّعا ، برخورد تند و خشن مأموران وهابي با زائران حرمين شريفين است . از محمد بن عبدالوهّاب در کتاب « التوحيد » نقل شده که پس از ذکر آية شريفة ( أُوْلَئكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِليَ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَب . . . ) ( 1 ) گفته است : اين آيه ، ردّ بر مشرکاني است که افراد صالح را ميخوانند . در اين آيه بيان شده که اين ، شرک بزرگتر است . ( 2 ) ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 . اسراء : 57 . "كساني را كه آنان ميخوانند ، خودشان وسيلهاي ( براي تقرّب ) به پروردگارشان ميجويند . " 2 . التوحيد ، ص 25 . "آية الاسراء بين فيها الردّ علي المشرکين الّذين يدعون الصالحين ففيها بيان أنّ هذا هو شرک ، الشرک الاکبر . " نيز صنعاني ، در کتاب « تطهيرالاعتقاد » گفته است : « من توسّل بمخلوق فقد اشرک مع الله غيره و اعتقد ما لايحلّ اعتقاده کما اعتقد المشرکون في الاوثان1 ؛ کسي که به مخلوقي توسل جويد ، با خدا غير او را شريک قرار داده است و به چيزي اعتقاد يافته که حلال نيست ؛ همانگونه که مشرکان در مورد بتها اعتقاد داشتند . » همچنين ابنتيميّه ميگويد : از جملة عبادتها دعا است ، پس هر کس آفريدگان خدا ؛ چه مردگان و چه زندگان را بخواند و از آنان فريادرسي بخواهد ؛ در دين بدعت گذاشته و به پروردگار جهانيان شرک ورزيده و جز راه مؤمنان را پيروي کرده است و هر کس خدا را به ( واسطه ) آفريدگانش بخواند ، يا او را به آفريدگانش سوگند دهد ؛ در دين بدعتي گذاشته که خداوند هيچگونه اجازه و فرماني براي آنان نداده است . ( 2 ) نقد : توسّل در لغت ، عبارت است از انجام دادن عملي تا موجب نزديکي به خدا گردد( 3 ) و در اصطلاح ، عبارت است از اينکه بنده ، چيزي يا شخصي را نزد خداوند واسطه قرار دهد تا وسيلة قربش به خدا باشد . ( 4 ) ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 . کشف الارتياب ، ص 251 2 . قاعدة جليلة في التوسل و الوسيلة ، ص 78 3 . العين ، مادة "وسل" 4 . تفسير روح المعاني ، ج6 ، ص 124 -128 وسيله ، بر دو قسم است : اموري مانند آب و غذا که وسيلة رفع تشنگي و گرسنگي است و امور معنوي مانند اين که گناهکاري خداوند را به مقام و جاه يا حقيقت پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) قسم ميدهد تا از گناهش بگذرد . در هر دو صورت ، وسيله لازم است ؛ زيرا خداوند متعال ، جهان آفرينش را بر اساس نظام علّت و معلولي و اسباب و مسبّبات آفريده تا نيازمنديهاي طبيعي بشر ، با عوامل و اسباب عادي برآورده گردد . فيوضات معنوي خداوند ، همچون هدايت ، مغفرت و آمرزش نيز بر اساس نظام خاصي بر انسانها نازل ميشود . همانگونه که در عالم ماده نميتوان گفت : چرا خداوند متعال زمين را با خورشيد نوراني کرده و خود بيواسطه به چنين کاري دست نزده است ؟ در عالم معنا نيز نميتوان گفت : چرا خداوند مغفرت خويش را به واسطة اولياي الهي ، شامل حال بندگان ميكند ؟ بنابراين ، فعل خداوند ، داراي نظام است . اگر کسي بخواهد به نظام آفرينش اعتنايي نداشته باشد ، گمراه است ؛ به همين جهت خداي متعال ، گناهکاران را ارشاد فرموده که رسول خدا (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) را واسطه قرار دهند و علاوه بر اينکه خود طلب مغفرت کنند ، از آن بزرگوار بخواهند براي ايشان مغفرت بخواهد : ( وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا ) ( 1 ) « ما هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر براي اين كه به فرمان خدا ، از وي اطاعت شود . و اگر اين مخالفان ، هنگامي كه به خود ستم ميكردند ( و فرمانهاي خدا را زير پا ميگذاردند ) ، نزد تو ميآمدند و از خدا طلب آمرزش ميكردند و پيامبر هم براي آنها استغفار ميكرد ، خداوند را توبه پذير و مهربان مييافتند . » همچنين در آية ديگري ميفرمايد : ( يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فيِ سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون ) ( 2 ) ؛ « اي كساني كه ايمان آوردهايد ! از ( مخالفت فرمان ) خدا بپرهيزيد ! و وسيلهاي براي تقرّب به او بجوييد ! و در راه او جهاد كنيد ، باشد رستگار شويد . » مفهوم لغوي « وسيله » ، به معناي هر چيزي است كه باعث تقرّب ميگردد . شفاعت پيامبران ، امامان و بندگان صالح خدا ، باعث تقرّب به پروردگار ميشود و در مفهوم وسيع توسّل قرار ميگيرد . همچنين پيروي از پيامبر و امام و گام نهادن در جاي گام آنها ؛ زيرا ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 . نساء : 64 2 . مائده : 35 همة اينها موجب نزديكي به ساحت قدس پروردگار ميباشد ، حتّي سوگند دادن خدا به مقام پيامبران ، امامان و صالحان ـ كه نشانة علاقة آنها و اهميت دادن به مقام و مكتب آنان ميباشد ـ جزء اين مفهوم وسيع است . لازم به تذكّر است كه هرگز منظور اين نيست كه چيزي را از شخص پيامبر يا امام به صورت مستقل تقاضا كنند ؛ بلكه منظور اين است كه با اعمال صالح يا پيروي از پيامبر و امام ، يا شفاعت آنان و يا سوگند دادن خداوند به مقام و مكتب آنها ( كه خود نوعي احترام و اهتمام به موقعيت آنها و يك نوع عبادت است ) از خداوند چيزي را بخواهند . اين معني نه بوي شرك ميدهد و نه بر خلاف ديگر آيات قرآن است . از آيات ديگر قرآن نيز به خوبي استفاده ميشود ، وسيله قرار دادن مقام انسان صالحي در پيشگاه خدا و طلب چيزي از خداوند به خاطر او ، به هيچوجه ممنوع نيست و با توحيد منافات ندارد ، در سورة نسا ميخوانيم : ( وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيما ) ( 1 ) ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 . نساء : 64 « و ما هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر آنكه به توفيق الهي از او اطاعت كنند . و اگر آنان وقتي به خود ستم كرده بودند ، پيش تو ميآمدند و از خدا آمرزش مي خواستند و پيامبر [ نيز ] براي آنان طلب آمرزش ميكرد ، قطعاً خدا را توبه پذيرِ مهربان مييافتند . » و نيز در سورة يوسف ميخوانيم : ( قَالُواْ يَأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِِئينَ قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبيِّ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم ) ( 1 ) گفتند : « اي پدر ، براي گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم . » گفت : « به زودي از پروردگارم براي شما آمرزش ميخواهم ، كه او همانا آمرزنده و مهربان است . » از روايات گوناگوني كه از طريق شيعه و اهل سنّت وارد شده نيز به خوبي استفاده ميشود توسل به انبيا و اوليا ، هيچگونه اشكالي ندارد ؛ بلكه كار خوب و پسنديدهاي محسوب ميشود . اين روايات ، بسيار فراوان است و در كتابهاي زيادي نقل شده و ما به عنوان نمونه ، به تعدادي از آنها كه در كتابهاي معروف اهل سنّت آمده ، اشاره ميكنيم : 1ـ در كتاب « وفاء الوفا » ، تأليف دانشمند معروف سنّي « سمهودي » ، چنين آمده است : ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 . يوسف : 97 ـ 98 « مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پيشگاه خداوند از پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) و از مقام و شخصيت او ، هم پيش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولّد و هم پس از رحلتش ، هم در عالم برزخ ، و هم در روز رستاخيز ، ( سپس روايت معروف توسّل آدم به پيامبر اسلام (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) را از عمر ابن خطاب نقل كرده كه : ) آدم ، با اطلاعي كه از آفرينش پيامبر اسلام در آينده داشت ، به پيشگاه خداوند چنين عرض كرد : يا ربّ اسئلك بحقّ محمّد لما غفرت لي( 1 ) خداوندا ! به حق محمد (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) از تو تقاضا ميكنم من را ببخشي » . سپس حديث ديگري از بزرگان اهل تسنن ، از جمله « نسايي » و « ترمذي » ، به عنوان شاهد براي « جواز توسّل به پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) در حال حيات » نقل ميكند كه خلاصة آن اين است : « مرد نابينايي تقاضاي دعا از پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، براي شفاي بيماريش كرد ، پيامبر به او دستور داد چنين دعا كند : اللّهم انّي اسئلك و اتوجّه اليك بنبيّك محمّد نبيّ الرّحمة يا محمّد انّي توجّهت بك الي ربّي في حاجتي لتقضي لي اللّهم شفعه في ؛ ( 2 ) خداوندا ! من از تو به خاطر پيامبرت ، پيامبر رحمت ، تقاضا ميكنم و به تو روي ميآورم . اي محمد ! به وسيلة ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 . وفاء الوفا ، ج3 ، ص1371 . در كتاب التوصل الي حقيقة التوسل ، ص215 ، اين حديث فوق را از دلائل النبوة ، تاليف بيهقي نيز نقل نموده است . 2 . وفاء الوفا ، ص 1372 . تو به سوي پروردگارم براي انجام حاجتم متوجه ميشوم . خداوندا او را شفيع من ساز . » سپس دربارة جواز توسّل به پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) پس از وفات ، چنين نقل ميكند : مرد حاجتمندي در زمان عثمان ، كنار قبر پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) آمد ، نماز خواند و چنين دعا كرد : « اللّهم انّي اسئلك و اتوجّه اليك بنبيّنا محمّد (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) نبيّ الرّحمة ، يا محمّد انّي اتوجّه بك الي ربّك ان تقضي حاجتي » ( 1 ) « خداوندا ! از تو تقاضا ميكنم و به وسيلة پيامبر ما محمد (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، پيامبر رحمت ، به سوي تو متوجه ميشوم . اي محمّد ، من به وسيلة تو متوجة پروردگار تو ميشوم تا مشكلم حل شود . » سپس اضافه ميكند : چيزي نگذشت كه مشكل او حل شد . ( 2 ) 2- نويسندة كتاب « التوصل الي حقيقة التوسل » كه در موضوع توسّل بسيار سختگير است ، 26 حديث از كتابها و منابع گوناگون نقل كرده كه جواز توسل در آنها منعكس است ؛ گر چه نامبرده سعي ميكند در اسناد اين احاديث ، خدشه وارد كند ، ولي واضح است هنگامي كه در يك موضوع ، روايات زيادي وارد شود و به حدّ تواتر برسد ، جايي براي خدشه در سند آن ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 . وفاء الوفا ، ص 1372 . 2 . همان حديث باقي نميماند و خوشبختانه رواياتي كه دربارة توسل در منابع اسلامي وارد شده ، بيش از حدّ تواتر است . همچنين « بيهقي » نقل ميكند : در زمان خلافت خليفة دوم ، سالي قحطي شد ، بلال به همراهي عدّهاي از صحابه ، كنار قبر پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) آمد و گفت : « يا رسول اللَّه ، استسق لامّتك . . . فانّهم قد هلكوا » ؛ 1 « اي رسول خدا ! از خدايت براي امتت باران بخواه . . . كه ممكن است هلاك شوند . » حتي از ابنحجر مكّي در كتاب « الخيرات الحسان » نقل ميكند : امام شافعي در ايامي كه در بغداد بود ، به زيارت ابوحنيفه ميرفت و در رفع نيازهايش ، به او متوسّل ميشد ! 2 نيز در صحيح « دارمي » ، از « ابي الجوزاء » نقل ميكند : سالي كه در مدينه قحطي شديدي واقع شد ، بعضي به « عايشه » شكايت كردند ، او به آنان سفارش كرد : بر فراز قبر پيامبر ، روزنهاي در سقف ايجاد كنند تا به بركت قبر پيامبر ، از طرف خدا باران نازل شود ، چنين كردند و باران فراواني آمد ! آلوسي در تفسيرش ، قسمتهاي زيادي از اين احاديث را نقل كرده و پس از تجزيه و تحليلي طولاني ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 . التوصل . . . ، ص 253 2 . همان و حتي سختگيري در بارة احاديث توسّل ، هنگام نتيجهگيري ، ناگزير به اعتراف شده و مينويسد : « پس از تمام اين گفتوگوها ، مانعي در توسّل به پيشگاه خداوند به مقام پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) نميبينم ، چه در حال حيات پيامبر و چه پس از رحلت او . . . توسّل جستن به مقام غير پيامبر در پيشگاه خدا نيز مانعي ندارد ، به شرط اين كه او حقيقتاً در پيشگاه خدا ، مقامي داشته باشد . » ( 1 ) ابن حجر مكّي در كتاب « صواعق » ، از « امام شافعي » ، پيشواي معروف اهل تسنن نقل ميكند كه او به اهل بيت پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) توسّل ميجست و چنين ميگفت : آل الـنّبــي ذريـعتي * و هـم الــيه وسيـلـتي ارجو بهم اعطي غداً * بـيـد اليمين صحيفتي( 2 ) « خاندان پيامبر : وسيلة مناند . آنها در پيشگاه او سبب تقرّب من ميباشند . اميدوارم به سبب آنها ، فرداي قيامت نامة عمل من به دست راست من سپرده شود . » همچنين قسطلاني ، از بزرگان اهل سنّت ميگويد : « بر زائر رسول خدا (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) سزاوار است که زياد دعا ، تضرّع ، استغاثه ، طلب شفاعت و توسّل به ذات پاک رسول خدا (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) نمايد . . . » ( 3 ) نيز زيني دحلان ميگويد : ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 . روح المعاني ، ج 4- 6 ، ص 114- 115 2 . التوسل ، ص 339 3 . البدعة في مفهومها الاسلامي ، ص 45 « هر کس ذکرهاي پيشينيان و دعاها و اوراد آنان را دنبال کند ، در آنها مقدار زيادي از توسّل به ذات مقدس را مييابد كه کسي بر آنان ايراد نگرفته است ، تا اينکه اين منکران ( وهابيان ) آمدند ، اگر قرار باشد نمونههاي توسّل را جمعآوري کنيم ، کتابي عظيم ميشود . . . » ( 1 ) تعجب از كساني كه اين گونه توسّل را نوعي شرك ميپندارند ، در حالي كه شرك اين است كه براي خدا ، شريكي در صفات و اعمال او قائل شوند و اينگونه توسل ، هيچ وجه شباهتي با شرك ندارد . وهابيها اصرار دارند بين حيات و وفات پيامبر و امامان فرق بگذارند ، در حالي كه گذشته از اينگونه روايات كه بسياري از آنها به پس از وفات مربوط است ، از نظر يك مسلمان ، پيامبران و صالحان پس از مرگ ، « حيات برزخي » دارند ، حياتي وسيعتر از عالم دنيا ، همان گونه كه قرآن دربارة شهيدان به آن تصريح كرده و ميگويد : ( وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ) ( 2 ) ؛ « ( اي پيامبر ! ) هرگز گمان مبر كساني كه در راه خدا كشته شدند ، مردگانند ! بلكه آنان زندهاند و نزد پروردگارشان روزي داده ميشوند . » ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 . الدرّ السنيّة ، ص31 2 . آل عمران : 169 |